ياداشت
صفحه اصلي  |  آرشيو مطالب  | تماس با ما



تفريحي ، گشت


صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
 



شروع
ويژگي هاي اصلي يك فروشنده حرفه اي
عقايد يك مدير
prospecting مشتريابي
دل نوشته
سخنهاي اساتيد
كوتاه و خواندني
به ياد يك دوست
شاعران ايران زمين
علمي



مرداد ۱۳۸۹
تير ۱۳۸۹
ارديبهشت ۱۳۸۹
فروردين ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸



آموزشي
sallakhi
چهار راه تبليغات
مقالات و نكات مديريت، بازاريابي
ماهنامه تدبير
بازاريابي
در باره ماهواره
سايت علمي و سرگرمي


 

 

 


سازمان هاي يادگيرنده



 مقدمه
امروزه روشهاي قديمي اداره سازمانها پاسخگوي تغييرات سريع محيط اطراف نيستند. رشته مديريت در سراسر دنيا شاهد تغييرات پردامنه و زير بنايي شده است و از شيوه سنتي بيرون آمده، متحول شده و همه اعضاي سازمان را در امور جاري مشاركت داده است. اين تغيير باعث شده است كه شكلهاي جديدي از سازمان همانند سازمان مجازي، سازمان تخصصي، سازمان افقي و.... به وجود آيند.
دو روند اين تغيير مديريت را تشديد كرده است، نخست نرخ فزاينده تغييرات كه در سايه رقابت جهاني به وجود آمده است. سازمانها براي اينكه كارها را به شيوه‌اي عالي انجام دهند بايد با سرعت بيشتري خود را با شرايط جديد وفق دهند.
روند دوم، تغيير زير بنايي است كه در فناوري‌هاي سازماني رخ مي‌دهد. سازمانهاي جديد مبتني بر دانش نوين هستند و اين بدان معني است كه آنها بايد به گونه‌اي طراحي شوند كه بتوانند از عقايد و اطلاعات جديد استفاده كنند و كاركنان در رشته‌هاي اصولي متخصص شوند. هر عضو سازمان به جاي اينكه فقط در جهت افزايش كارآيي تلاش كند بايد پيوسته مطالب جديدي بياموزد و بتواند در حوزه و قلمرو فعاليت خود مسائل را شناسايي و حل كند.
بسياري از كشورها و مجامع علمي، دانش را عامل مهم توسعه مي دانند و بر آن تاكيد مي‌كنند. در تحولات چند دهه اخير، به ويژه در كشورهايي كه توانسته‌اند از حلقه كشورهاي در حال توسعه به كشورهاي توسعه يافته وارد شوند يا در مرحله انتقال قرار دارند توجه به توليد دانش و گردش آن و بهره برداري از آن به صورت جدي در خدمت اهداف توسعه در نظر گرفته شده است. دانش، موتور محركه توسعه دانايي محور بوده و توجه به آن نقش فزاينده‌اي در رشد جوامع خواهد داشت. قرن بيست و يكم را قرن بهره‌برداري و مديريت دانش در خدمت توسعه نيز ناميده‌اند. براي ارائه تصويري از جوامعي كه بيشترين استفاده و بهره‌ را از دانش در چرخه كامل آن مي‌برند از اصطلاحات سازمان فراگير و در مقياس بزرگتر جامعه فراگير و ملت فراگير استفاده مي‌شود. كشورهايي كه خود را براي قرن بيست و يكم آماده مي‌كنند بايد به عنصر دانش و نحوه گردش آن و بهره‌برداري از آن در جامعه توجه جدي كنند و با سنجشهاي دقيق، رشد آن را تضمين كنند و باپايش مستمر بر شتاب آن بيفزايند .
در اين نظم نوين جهاني، مسئوليت مدير اين است كه يك سازمان يادگيرنده خلق كند. در بسياري از صنايع اعضاي سازمان نسبت به افراد شركت رقيب از توانايي يادگيري بيشتري برخوردارند و مي‌توانند با سرعت بيشتري تغييرات را بپذيرند و بدين گونه در صحنه رقابت از مزاياي بيشتري برخوردار مي‌گردند. به همين علت بسياري از شركتها در حال طرح ريزي مجدد هستند و مي‌خواهند سازمان را به گونه‌اي در آورند كه آن را سازمان يادگيرنده مي‌نامند. در سازمان يادگيرنده همه افراد در تشخيص و حل مسائل درگير بوده و سازمان بدين وسيله مي‌تواند تجربه‌هاي جديدي بياموزد و تواناييهاي خود را افزايش دهد. ارزش اصلي سازمان يادگيرنده همانا حل مساله است، در حالي كه سازمان سنتي به گونه‌اي طرح ريزي شده بود كه فقط كارايي افزايش يابد. از آنجا كه در سازمان يادگيرنده همه اعضا پيوسته درصدد شناسايي مسأله هستند، لذا درك عميق‌تري نسبت به نيازهاي مشتري داشته و براي تامين نيازهاي مشتري آنچه را كه در توان دارند به كار مي‌برند تا محصول مورد نظر را به بهترين شكل ممكن توليد كنند. هنگامي كه محصول يا خدمت مورد نظر توليد و ارائه شود، باز هم عقيده‌ها و اطلاعات جديد مي‌توانند مزاياي رقابتي به بار آورند، زيرا با توجه به تغييراتي كه در محيط رخ مي‌دهد اين محصولات تغيير يافته و مي‌توانند نيازهاي جديد را تأمين كنند و چنين امري فقط در سازمانهاي يادگيرنده ميسر است.
مقصود از يادگيري در صحنه رقابت، توانايي سازمان در افزايش قابليتهاي مالي، بازاريابي، فناوري و.... است تا بتوان بدان وسيله انديشه «فقط كارايي» را از ذهن كاركنان خارج كرده و آنان را واداشت كه به مسائل موجود بينديشند و براي آنها را حل پيدا كنند و سازمان را در راه پذيرفتن تغييرات ياري دهند. هر قدر بر توانايي يادگيري سازمان افزوده شود، بهتر مي‌تواند خود را با محيط در حال تغيير سازگار كند و در نتيجه موفقتر شود.

 به نظر پيترسنگه، سازمان يادگيرنده جايي است كه افراد به طور مستمر تواناييهاي خود را براي خلق نتايجي كه طالب آن هستند افزايش مي‌دهند. محلي كه الگوهاي جديد و گسترده تفكر پرورش داده مي‌شود، انديشه‌هاي جمعي ترويج مي‌شوند و افراد به طور پيوسته چگونگي آموختن را به اتفاق مي‌آموزند. به عبارت ديگر، سازمان يادگيرنده سازماني است كه به طور مستمر، از طريق خلق و پرورش سريع قابليتهاي مورد نياز براي دستيابي به موفقيتهاي آتي، توسعه مي‌يابد .
از نقطه نظر ديگر سازمان يادگيرنده، سازماني است با يك فلسفه تمام و كمال براي پيش‌بيني، عكس‌العمل و پاسخگويي به تغييرات، پيچيدگي و عدم قطعيت، بنابراين مفهوم سازمان يادگيرنده به طور فزآينده اي با افزايش پيچيدگي و عدم قطعيت متداول محيط سازماني مربوط است.
پيتر دراكر، معتقد است كه در اقتصاد امروز دنيا، دانايي (به عنوان نتيجه فرآيند يادگيري) منبعي همانند و در عرض ساير منابع توليد- مثل كار، سرمايه و زمين نيست بلكه منبعي بسيار مهمتر براي عصر حاضر به شمار مي‌رود. «آريه دگاس» رئيس سابق گروه برنامه‌ريزي شركت نفتي راچ شل نيز بر اين باور است كه توانايي يادگيري زودتر و سريعتر از رقبا، تنها مزيت نسبي در دهه آينده خواهد بود.
يادگيري مهمترين راه بهبود عملكرد در دراز مدت است و در آينده نزديك تنها سازماني مي‌تواند ادعاي برتري كند كه قادر باشد از قابليتها، تعهد و ظرفيت يادگيري افراد در تمامي سطوح سازمان به نحو احسن بهره برداري كند. سازمان يادگيرنده با تشخيص درست اشتباهات، از آنها براي آينده درس مي‌گيرد. چنين فضايي در سايه فرهنگ سازماني مناسب پديد مي‌آيد، فرهنگي كه اشتباهات كاري را مستوجب عقوبت نداند و چنين فرهنگي در سازمان يادگيرنده قابل حصول است. در سازمان يادگيرنده، افراد براي مقابله با حوادث احتمالي آماده‌ترند زيرا آنها چيزهاي بيشتري راجع به سيستم دانسته و يادگرفته‌اند.

 
سير تكامل سازمانهاي يادگيرنده
مقصود از توانايي يادگيري در يك سازمان يادگيرنده، تقويت ظرفيت افراد آن است كه بتوانند كارهايي را انجام دهند كه پيش از آن از عهده آنها بر نمي‌آمدند كه اين امر در سايه انجام كارهاي مستقل، تجربه آموزي و با آزمون و خطا حاصل مي‌شود.
براي حركت به سمت سازمانهاي يادگيرنده مي‌بايست مرزهاي سلسله‌ مراتب اختيارات سنتي شكسته شود. در سازمانهاي سنتي، مديريت ارشد مسئول هدايت و تشخيص استراتژي سازمان بود و مسئوليت انديشيدن و عمل كردن براي كل سازمان را به عهده داشت. كاركنان تنها نقش عوامل كاراي توليد را ايفا مي‌كردند. چنين سازماني كاملاً عمودي بوده و كاركنان از آزادي عمل بسيار ناچيزي برخوردارند و به صورت وظيفه‌اي عمل مي‌كنند.
ولي در يك «سازمان افقي» به كاركنان اختيارات بيشتري داده شده و ساختار سازماني از حالت وظيفه‌اي بيرون آمده و حول فرايندها، كار دنبال مي‌شود. در چنين سازماني افراد مي‌توانند درباره روشهاي جديد انجام كار بينديشند و براي انجام كارها طرحهاي نوين را ارائه نمايند، نيازهاي جديد مشتريان را شناسايي و در جهت تامين آنها اقدام كنند. چنين سازماني حركت به سمت يادگيري را آغاز كرده است. از ديگر موفقيتهاي سازمان يادگيرنده اين است كه كاركنان مي‌توانند حتي در تعيين مسير استراتژي نقش داشته باشند. اعضاي سازمان نيازها را شناسايي كرده و استراتژي براساس مجموعه فعاليتهاي تيم هايي تدوين مي‌شود كه به مشتريان محصول يا خدمت را ارائه مي‌كنند. بخشهاي مختلف سازمان خود را با شرايط در حال تغيير وفق مي‌دهند و در حالي كه هيچ گاه از ماموريت اصلي شركت فاصله نمي‌گيرند درصددند كه به صورتي مستقل تغييرات را بپذيرند.
شكل شماره يك نمايانگر سير تكامل سازمانهاي يادگيرنده است، در سازمانهاي يادگيرنده از ساختار عمودي و رسمي كه بين مديران و كاركنان فاصله مي‌انداخت، خبري نيست. در چنين سازماني كه به واقع يك سازمان كاملاً افقي است ساختار اصلي به وسيله تيم تعيين مي‌شود؛ تيم هايي از كاركنان تشكيل مي‌شود تا محصولات و خدماتي را مطابق سليقه مشتري توليد و عرضه كنند و درحين انجام كار، هرگاه صلاح دانستند تغييراتي را انجام دهند. (شكل 1)

 رهبري در سازمانهاي يادگيرنده
سازمان يادگيرنده نيازمند نگرشي جديد در امر رهبري است. نقطه نظر سنتي راجع به رهبري كه در آن افراد خاص براي حركت را تعيين كرده، تصميمات اساسي را اتخاذ مي‌كنند و به افراد روحيه و توان حركت مي‌بخشند، عميقاً ريشه در جهان بيني غير سيستماتيك دارد. نگرش سنتي نسبت به رهبري در بطن خود بر ناتواني مردم، فقدان آرمانهاي فردي و عجز در تسلط بر نيروهايي كه باعث تغيير مي‌شود، استوار است.
نگرش جديد نسبت به رهبري در سازمانهاي يادگيرنده بر نكات ظريف‌تر و حائز اهميت‌تري تكيه مي‌كند. در يك سازمان فراگير، رهبران طراح، ناظر و معلم هستند. مسئوليت آنها، ساختن سازمانهايي است كه در آنجا افراد به طور مستمر تواناييهاي خود را در جهت شناخت و فهم پيچيدگيها، شفاف‌تر كردن آرمانها و توسعه بخشيدن به مدل هاي ذهني مشترك، گسترش دهند. اين بدان معني است كه رهبران، مسئول يادگيري كاركنان هستند.
الف- رهبر در نقش طراح: نقش رهبر به منزله طراح، مشتمل بر طراحي سياستهاي سازمان، استراتژي هاي آن و سيستم هاي آن است. طراحي بنا به طبيعت خود يك علم مجتمع است. نكته اساسي در طراحي اين است كه پي ببريم چگونه اجزا بر يكديگر منطبق شده و به صورت يك كل به طوري مطلوب عمل كنند. بر همين منوال، يكپارچه‌سازي يكي از اجزاي اصلي نقش رهبران سازمانهاي فراگير به عنوان يك طراح است. طراحي سازمان به عنوان يك كل، عبارت است از پي بردن به ارزشهاي اساسي غيرقابل لمس كه اجزا را به يكديگر پيوند مي دهد و به طوركلي وظيفه رهبر عبارت است از طراحي فرايندهاي يادگيري به گونه اي كه كاركنان سازمان بتوانند به نحوي سازنده با موارد اساسي كه با آنها مواجه هستند، برخورد كنند و بر اصول يادگيري كاملا مسلط شوند.
از ديگر اقدامات طراحي كه يك رهبر بايد انجام دهد ايجاد و توسعه آرمان، ارزشها و ماموريت سازمان است، البته اين امر به منزله دخالت ندادن افراد سازمان در تصميم‌گيري درباره اين موارد نيست.
ب- رهبر در نقش ناظر: داستان غايي يك رهبر، مقوله‌اي شخصي و جهاني است. اين داستان ترجمان زندگي حرفه‌اي اوست. تمامي تلاشهاي وي در اين داستان متجلي مي‌شود و در عين حال آنچنان حالتي از افتادگي به ايشان عطا مي‌كند كه پيروزيهاي خود را چندان جدي تلقي نكنند و از شكستها نا اميد نشوند. اين گونه رهبران طبيعتاً به سازمان خود به عنوان وسيله‌اي براي كمك به يادگيري و ايجاد تغيير در كل جامعه، نگاه مي‌كنند. چنين برخوردي مي‌تواند مجموعه‌اي منحصر به فرد از نقطه نظرهاي يكپارچه ارائه كند به نحوي كه به تمامي جوانب اعمال رهبر، معني بخشد.
بهترين طريق منزلت بخشيدن به نقش رهبر به عنوان ناظر در چارچوب ساختمان يك سازمان فراگير پرداختن به اين نكته است كه چگونه تك‌تك افراد نسبت به كاري كه ترجمان نگرشها و نقطه نظرهاي خود است،‌ پايبند هستند.
ج- رهبر در نقش معلم: «ماكس» مدير عامل سابق شركت هرمان ميلر، اولين مسئوليت يك رهبر را در شرح حقايق مي‌داند. در حالي كه كاملاً واضح است كه منشاء الهام و منبع روحيه رهبر ناشي از نقش نظارتي اوست، بخش اعظمي از قدرتي كه رهبران واقعاً مي‌توانند بدان دست يابند در كمك به ديگران براي دست يافتن به تصويري دقيق‌تر، پر معني‌تر و قدرت بخش‌تر از واقعيات نهفته است.
ساختار سيستماتيك قلمرو و دامنه نگرش سيستماتيك و مدل هاي ذهني است. در اين سطح رهبران به طور مستمر به ديگران در جهت ديدن تصوير بزرگتر (هنر ديدن جنگل از ميان درختان) ياري مي‌رسانند، چگونه قسمتهاي مختلف سازمان با يكديگر در تعامل هستند، چرا برخي سياستهاي خاص براي مجموعه به عنوان يك كل ضرورت دارد و دهها سوال ديگر كه رهبر به عنوان يك معلم پاسخگوي آنها در يك سازمان فراگير است.

 آرمان مشترك لازمه سازمان فراگير
آرمان مشترك براي ايجاد سازمان فراگير، عنصري حياتي است، زيرا انرژي لازم را براي يادگرفتن تامين مي‌كند. در حقيقت ايده فراگيري خلاق، بدون وجود يك غايت و هدف كه شخص را به حركت و فعاليت وادار كند، كاملاً بي معني و رويايي خواهد بود. آرمان مشترك چيست كه چنين توان و قدرتي را ايجاد مي‌كند؟
در ساده‌ترين سطح، آرمان مشترك پاسخ به اين سوال است كه: «ما چه چيزي را مي‌خواهيم خلق كنيم؟» همان گونه كه مي‌دانيد آرمان شخصي، تصويري است از آنچه كه مطلوب و منتهاي آروزها در دل و روح انسان است، آرمان مشترك نيز تصويري است كه در يك سازمان و نزد گروهي از انسانها وجود دارد. آنها احساس مشتركي از آرزويي مشترك به وجود مي‌آورند و در كل سازمان خود آن را نشر مي‌دهند و با استفاده از اين عمل مشترك، فعاليتهاي خود را شكل مي‌دهند. بنابراين، يك آرمان زماني واقعاً مشترك محسوب مي‌شود كه من و شما تصويري يكسان در ذهن خود داشته باشيم و به اين تصوير كاملاً متعهد و معتقد باشيم.
يكي از دلايلي كه افراد به دنبال ايجاد آرمان مشترك هستند. اتصال و هم جهت شدن تصوراتشان در مورد ايده‌آل هاي خود است به ترتيبي كه يك تضمين و پشتيبان مشترك را به وجود آورند تا در پناه آن قرار گيرند. آرمان مشترك، به خصوص اگر با تاكيد بر نيروهاي داخلي شكل گرفته باشد، منبع الهامي بزرگ و غني محسوب مي‌شود كه هر فرد، حضور آن را در كنار خود احساس مي‌كند. وجود آرمان مشترك، اين احساس را به افراد مي‌دهد كه با انجام كار خود، هدفي بزرگتر و والاتر را تعقيب ‌كند كه تحصيل آن از طريق انجام وظيفه و كار صورت مي‌گيرد. به عبارت ديگر سازمان تنها محل كار آنها نيست، بلكه وسيله‌اي است كه آرمان و آرزوي آنها را محقق مي‌سازد.
آرمان مي‌تواند سبب شادي و نشاط شود و سازمان را از خمودگي و روز مرگي نجات دهد. آرمان مشترك، شهامت و شجاعت افراد در برخورد با مسائل و مشكلات را به طور طبيعي و خودكار به طرز بي سابقه‌اي افزايش مي‌دهد، زيرا فرد در پي تحقق آرمان خود، لاجرم به شجاعت و شهامت براي مقابله با مسائل نيازمند است و اين نياز، سبب افزايش خود به خود صفات مزبور است. بايد توجه داشت كه آرمان مشترك، از آرمانهاي شخصي برمي‌خيزد. سازمانهايي كه به دنبال ايجاد آرمان مشترك در بين اعضاي خود هستند، بايد همواره به آرمانهاي شخصي كاركنان خود احترام گذارند و آن را تقويت كنند.
كسي كه براي خود آرماني ندارد، تنها دنباله‌روي ديگران است. نتيجه چنين رفتاري، نهايتاً اطاعت كوركورانه است و نه تعهدي كه از سر آگاهي و اعتقاد ايجاد شده است. از طرف ديگر، اجتماع افرادي آرمان‌گرا و هدفمند، قادر است انرژي مضاعف و عظيمي را براي تحقق‌ آرمانهاي شخصي و جمعي به وجود آورد.

 يادگيري تيمي
در سازمانهاي فراگير، يادگيري تيمي بسيار حائز اهميت است چرا كه تيم ها و نه افراد، سنگ بناي يادگيري در سازمانهاي مدرن را تشكيل مي‌دهند. تا زماني كه تيم ها ياد نگيرند، سازمان نيز قادر به يادگيري نخواهد بود.
يادگيري جمعي عبارت است از فرايندي كه طي آن ظرفيت اعضاي گروه توسعه مي يابد به گونه اي كه نتايج حاصله آن چيزي باشد كه همگان واقعاً طالب آن بوده‌اند. اين يادگيري بر يك قاعده استوار است و آن همانا قاعده‌ آرمان مشترك است. در عين حال ركن اصلي ديگر، قابليتهاي شخصي است، چرا كه گروههاي توانا از افراد توانا تشكيل شده‌اند. با وجود اين، هيچ‌گاه نبايد اهميت عنصر يادگيري فراموش شود. بايد توجه داشت كه يادگيري فردي در برخي سطوح با يادگيري جمعي تناسب مستقيمي ندارد، تك‌تك افراد مي‌توانند دائماً در حال يادگيري باشند اما چيزي به معني يادگيري جمعي رخ نمي‌دهد. اما اگر تيمي فرا بگيرد، آنها هسته اوليه يادگيري در تمام سازمان را تشكيل خواهند داد.
درون سازمانها، يادگيري جمعي داراي سه بعد اساسي است. در ابتدا نياز شديدي به تفكر عميق راجع به مفاهيم پيچيده‌ وجود دارد. در اينجا تيم ها بايد فراگيرند كه چگونه مي‌توان از اين توان بالقوه بهره گرفت. بايد فهميد كه تعداد زيادي ذهن مي‌تواند بيش از يك ذهن موثر باشد. دوم، نياز به اقدامي نو و هماهنگ است. تيم هاي ورزشي و گروه‌هاي موسيقي، نمونه‌هاي بسيار مناسبي از عملكرد مستقل و در عين حال هماهنگ افراد را نشان مي‌دهند. سومين نكته، نقش اعضاي تيم در ساير تيم هاست. بدين ترتيب يك تيم يادگير به طور مستمر از طريق گسترش تواناييها و قابليتهاي فراگيري جمعي، ساير تيم ها را تغذيه مي‌كند.
يادگيري جمعي با تسلط بر مباحثه و گفت گو به عنوان دو طريق مشخص در برقراري ارتباط گروهي، مرتبط است. گفت گو عبارت است از ابراز خلاق و آزادانه مسائل اساسي و پيچيده و گوش سپردن عميق به نقطه نظر ديگران است. اما از طرف ديگر در مباحثه نقطه نظرهاي متفاوت ارائه شده و از آنها دفاع مي‌شود. هدف از اين كار يافتن بهترين نقطه نظر ممكن براي پشتيباني از تصميمهايي است كه در هر زمان اتخاذ مي‌شود. به صورت بالقوه مباحثه و گفت گو، مكمل يكديگر هستند اما اكثر گروهها فاقد توان تميز و تشخيص بين اين دو و حركت از يكي به سوي ديگري هستند.
از ديگر خصوصيات يك سازمان يادگيرنده مي‌توان به وجود روحيه بخشش در آن اشاره كرد. بخشش واقعي به معني بخشيدن و فراموش كردن است. برخي مواقع سازمانها فرد خاطي را مي‌بخشند اما انگ اشتباه همواره بر پيشاني فرد خاطي به چشم مي‌خورد. بخشش واقعي شامل آشتي، مصالحه و همچنين تصحيح روابطي است كه بر اثر اشتباه انجام شده و صدمه ديده‌اند. در يك كلام، سازمانهاي فراگير بخشنده هستند چرا كه همان طور كه «جان رولواگن» گفته است "اشتباه كردن خود تنبيه سختي است.

 ريشه‌هاي ناتواني سازمانها در يادگيري
در اكثر موسساتي كه از بين مي‌روند، از مدتها قبل نشانه‌هاي بارزي دال بر وجود مشكل به چشم مي‌خورد. حتي در مواردي كه افراد خاص متوجه اين نشانه‌هاي بيماري مي‌شوند، معمولاً آنها را ناديده گرفته و بدانها به صورت جدي توجه نمي‌شود. علت امر اين است كه سازمانها به صورت يك كل قادر به شناسايي تهديدها و اثرات آنها نبوده، درك و نگرش سيستمي نداشته و در خلق گزينه‌ها و راه‌ حلها، عاجزند و در يك كلام در امر يادگيري ناتوان هستند. اينكه سازمانها دچار فقر و ضعف در يادگيري هستند، امري تصادفي نيست. روشي كه سازمانها طراحي شده و مديريت مي‌شوند، طريقي كه مشاغل افراد تعريف شده است و مهمتر از همه راهي كه به همگي، آموخته شده است كه چگونه فكر كنيم و چگونه ارتباط برقرار كنيم، همه و همه به وجود آورنده ناتواناييهاي اساسي در زمينه يادگيري هستند. علي‌رغم تلاش شديد برخي افراد شايسته، لايق و متعهد، اين ناتوانيها اثرات خود را به موسسات تحميل مي‌كنند و معمولاً هر چه در جهت رفع اين نقايص تلاش مي‌شود، نتيجه معكوس به بار مي‌آيد زيرا خانه از پاي بست ويران است!
يكي از عوامل ناتواني سازمانها در يادگيري منحصر كردن افراد به شغلشان است، به عبارتي جمله «من يعني شغلم» در چنين سازماني رواج دارد، زماني كه افراد در يك سازمان تنها بر روي شغل خود متمركز شوند، مسئوليت بسيار كمرنگي نسبت به نتايج حاصل در كل مجموعه و حاصل عملكرد تمامي افراد، احساس مي‌كنند.
از ديگر عوامل مي‌توان وجود دشمن فرضي را بر شمرد. در هر يك از ما تمايلي نهفته است كه زماني كه كار درست پيش نمي‌رود، تقصير را متوجه كسي يا چيزي خارج از خودمان بدانيم . اما بايد گفت جمله «دشمن جايي آن بيرون است» هميشه يك قصه بي انتها است. «آن بيرون» و «اين داخل» معمولاً قسمتهايي از يك سيستم واحد هستند. اين عارضه ناشي از ناتواني دريادگيري ما باعث مي‌شود كه هيچ گاه نتوانيم اقدام به حل مسائل كرده و فاصله بين آن بيرون و اين داخل را طي كنيم.
از ديگر عوامل ناتواني در يادگيري عدم تشخيص به موقع تغييرات محيط است. داستان قورباغه پخته نيز بر همين اساس است. اگر شما يك قورباغه را داخل ظرفي از آب جوش بيندازيد، قورباغه بلافاصله تلاش مي‌كند تا از درون ظرف بيرون بجهد. اما اگر قورباغه‌اي را درون ظرف آبي با حرارت معمولي قرار داده و آن را روي شعله بگذاريد تا درجه حرارت آّب به تدريج بالا رود، قورباغه به وضع موجود عادت كرده و به تدريج سست‌تر مي شود. با گرم شدن آب قورباغه سست و سست‌تر شده و همانجا مي‌ماند تا در نهايت بپزد و بميرد. چرا چنين اتفاقي رخ مي‌دهد؟ زيرا قورباغه فقط مي‌تواند اتفاقات ناگهاني در محيط اطراف را تشخيص دهد و از درك مواردي كه خطر به صورتي آرام و تدريجي گسترش مي‌يابد، عاجز است. بلايي كه معمولاً بر سر سازمانهاي رو به انحطاط خواهد آمد.

نقش ديدگاه سيستمي در فراگير شدن سازمان
اغلب اوقات ما مواجه با مسائل و مشكلاتي مي گرديم كه ناشي از توجه صرف به علل و عوامل مشكل زا در گذشته بوده است ولي بايد به خاطر داشت كه مسائل امروز ناشي از راه حلهاي ديروزي است. راه حلهايي كه مسائل و مشكلات را فقط از ناحيه‌اي به ناحيه‌ ديگر در سيستم منتقل مي‌كنند، اغلب باعث مي‌شود كه علت اصلي نامكشوف باقي بماند. لازم به ذكر است كه عمل چشم بسته هر اندازه سخت، واكنشي سخت‌تر و بدتر از طرف سيستم را سبب مي‌شود. هنگامي كه اولين كوشش و سعي ما به نتيجه نهايي منجر نمي شود ما توان بيشتري صرف مي‌كنيم به اميد اينكه اين سعي اضافه تمامي مشكلات را حل خواهد كرد، در حالي كه خود اين عمل سبب بروز موانع جديدي مي‌شود كه بايد همواره آنان را مد نظر داشت.
در ضمن بايد توجه داشت كه رفتارها و نتايج خوب مقطعي و زود گذر به دنبال خود معمولاً نتايج بدي به بار مي‌آورند اگر چه ممكن است در كوتاه مدت آثار خوبي داشته باشند. نكته كليدي و بسيار مهم براي پرهيز از چنين سرنوشتي دور انديشي و فكر كردن به نهايت اعمال و رفتارهاست.
در سيستم هاي بيمار، نشانه‌هاي بيماري سيستم ها و اسباب و علل اين بيماريها به لحاظ زماني و مكاني الزاماً نزديك هم نيستند. منظور از نشانه‌ها، علائم و شاخصهايي است كه نشان دهنده مسأله و مشكلي در سيستم هستند مانند اعتياد، بيكاري، گرسنگي، و... . اسباب و علل آن زير ساختي در سيستم است كه بيشترين سهم را در پيدايش نشانه‌هاي و علائم يا به عبارت ديگر مشكل و مسأله سيستم به عهده دارد و اگر به درستي شناخته شود، مي‌توان از طريق آن تغييرات بنيادي و پيشرفت واقعي در سيستم را به وجود آورد.
بسياري از ما تصور مي‌كنيم كه الزاماً علت به وجود آمدن يك مسأله با تظاهرات و نشانه‌هاي آن در كنار يكديگر و با مشاهده اين عوامل مي‌توانيم علل را دريابيم در حالي كه هميشه چنين نيست و الزاماً نشانه‌ها و علائم بيماري در كنار علل و اسباب بروز آن به لحاظ زماني و مكاني قرار ندارند.
نكته ديگر كل نگري در سازمانهاست. سيستم هاي زنده، يكپارچه هستند و خصوصيات آنها را بايد دركل مجموعه بررسي كرد. سازمانها نيز از چنين خصوصيتي برخوردارند. براي درك و فهم بسياري از چالشها و درگيريها در آنها، مديريت بايد كل نظام و سازمان را مد نظر قرار دهد و كل نگري داشته باشد. در اين حوزه است كه بايد كليه نيروهاي عمل كننده بر سيستم را در نظر گرفت و پويايي آنها را مد نظر قرار داد.

نتيجه گيري
ضرورت تبديل شدن سازمانها به سازمانهاي يادگيرنده از آنجا ناشي مي‌شود كه با افزايش پيچيدگي و سرعت تغييرات محيطي، در واقع عدم اطمينان در محيط سازمانها فزوني يافته است. در نتيجه سازمانها نياز بيشتري به دانش و آگاهي گسترده از عوامل محيطي دارند تا بتوانند خود را با تغيير و تحولات محيطي تطبيق دهند.
همان گونه كه ذكر شد شرط لازم براي فراگيري سازمان، توان آموختن در اعضاي آن است. گر چه اين شرط تضميني براي ايجاد چنين سازماني به دست نمي‌دهد ولي بدون آن نيز قطعاً سازمان فراگير به وجود نخواهد آمد. وجود آرمان مشترك در سازمان نيز لازمه حركت به سوي سازمان يادگيرنده است. وقتي كه تصوير مشترك در سازمان ريشه مي‌دواند، انرژي اجزاء و افراد سازمان همسو شده و همه در راستاي نيل به هدف اصلي سازمان تلاش مي‌كنند. يكي از مهمترين تفاوتهاي بين يك سازمان سنتي و يك سازمان يادگيرنده در اين است كه سازمانهاي سنتي براي كنترل رفتار افراد و كاركنان نيازمند سيستم هاي پيچيده مديريتي هستند حال آنكه سازمانهاي فراگير برروي مواردي از قبيل بهبود و توسعه كيفيت افكار، ظرفيت فراگيري گروهي و پاسخ دادن مناسب و بالاخره ايجاد تصوير و دركي مشترك از موارد پيچيده حرفه‌اي سرمايه‌گذاري كرده‌اند. اين قابليتها هستند كه باعث مي‌شود سازمانهاي فراگير به صورت خود كنترل در آمده و نسبت به اهداف سلسله مراتبي خود نيز از هماهنگي بيشتري برخوردار شوند. به طور خلاصه مباني و اصول سازمان يادگيرنده به شرح ذيل است:

* تسلط برخويشتن:
عبارت است از نظامي كه طي آن فرد به صورت مستمر ديدگاههاي شخصي خود را عميق تر و انرژي و توان خود را متمركز مي‌كند و صبر و بردباري خود را گسترش مي‌دهد.

* مدل هاي ذهني:
انگاشتهاي بسيار عميق و يا برداشتهايي هستند كه بر فهم ما از دنيا و نحوه عمل ما در مقابل آن اثر مي‌گذارند.

* آرمان مشترك :
ايده‌اي كه همواره الهام بخش سازمانها در زمينه رهبري بوده است، و به عبارت ديگر بيانگر ظرفيت ايجاد يك تصوير و آرمان مشترك از آينده‌اي است كه به دنبال آن هستيم.

* يادگيري جمعي:
ايجاد توانايي براي اعضاي تيم كه پيش فرضها را كنار بگذارند و وارد مرحله تكلم مشترك شوند و به صورت گروهي يادگيري را آغاز كنند.

* نگرش سيستمي‌:
اين نظمي است كه ساير قواعد را يكپارچه مي‌كند و آنها را در ساختاري هماهنگ از مباني نظري و عملي تركيب مي‌سازد.

منابع و ماخذ
1. سنگه، پيتر، پنجمين فرمان، ترجمه حافظ كمال هدايت و محمد روشن، انتشارات سازمان مديريت صنعتي، 1375
2. دفت، ريچارد، مباني طراحي و تئوري سازمان، جلد دوم، ويرايش ششم، 1381
3. رادينگ، آلن، مديريت دانش (موفقيت در اقتصاد جهاني مبتني بر اطلاعات) ، ‌ترجمه محمدحسين لطيفي، انتشارات سمت، 1383.
4. مكنون،‌ رضا، مقدمه اي بر سنجش دانش براي توسعه، مجله رهيافت، شماره 24.
5. Guthric, Douglas, Transforming an existing organization into a learning organization, Group decision support system, 1999.
6. Berthoin, Ariane, Dierkes, Meinolf and Lutz Marz (1999), Organizational Learning, Journal of General Management, Vol. 25, No. 1, pp. 17-42.
-----------------------------------------
* مصطفي جعفري: استاديار دانشكده صنايع دانشگاه علم و صنعت
* * پيمان اخوان: دانشجوي دكتراي صنايع دانشگاه علم و صنعت


نويسنده : علي ايرانمنش

 

نوشته شده توسط نائيني | ۱۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۴۳:۳۸ | آرشيو نظرات (0)

 دو كتاب جديد

يكي از فعالترين افراد در حوزه نگارش كتابهاي تخصصي بازاريابي در ساليان اخير آقاي پرويز درگي بوده اند. ايشان در چند سال گذشته علاوه بر آموزش و مشاوره، فعاليت گسترده اي در حوزه نشر كتب تخصصي داشته اند. وجه تمايز كتابهاي ايشان تاكيد بر بومي سازي مطالب است. عبارت (با نگرش بازار ايران) كه تقريبا روي تمامي كتابهاي ايشان به چشم مي خورد تبديل به نوعي امضا براي كتابهاي آقاي درگي شده است.

دوست گراميم جناب درگي در اين چند سال به واسطه لطفي كه به بنده داشته اند، با ارسال كتابهاي جديدشان، همواره توفيق مطالعه اين كتابهاي ارزنده و تازه از تنور درآمده را براي بنده فراهم ساخته اند. اخيرا دو كتاب ديگر از ايشان به دستم رسيد كه حيفم آمد به بقيه همراهان و دوستان معرفي نكنم.

 

كتاب اول تحت عنوان اصول، فنون و هنر مذاكره چاپ شده است كه توسط آقاي حسن غوثي و آقاي پرويز درگي نوشته شده است. جالب اينكه مقدمه كتاب توسط پرآوازه ترين استاد فنون مذاكره ايران آقاي دكتر مسعود حيدري نوشته شده است. دكتر حيدري يكي از گرانبهاترين سرمايه هاي كشور در حوزه مذاكرات تجاري هستند كه بنده سالهاست افتحار همكاري با ايشان را در سازمان مديريت صنعتي دارم.

اين كتاب در 14 بخش به بيان مطالب تخصصي مي پردازد كه عناوين اين بخشها عبارتند از:

1.       مذاكره چيست؟

2.       اثر مذاكره بر زندگي جاري، حوادث ملي و مسير تاريخ

3.       انواع مذاكره

4.       انواع مكان مذاكره و مزايا و معايب هركدام

5.       آداب مذاكره حضوري

6.       انواع نقشهاي مذاكره

7.       انواع شخصيت مذاكره كنندگان

8.       انواع مذاكره كنندگان

9.       نحوه شروع مذاكره

10.    نحوه به پايان رساندن مذاكرات

11.    تن گفتار در مذاكرات

12.    بايدها و نبايدهاي مذاكرات

13.    خصوصياتي كه يك مذاكره كننده حرفه اي بايد داشته باشد

14.    ترفندها و حيله هاي مذاكراتي

 

كتاب دوم نيز تحت عنوان تكنيكهاي فرصت يابي در بازاريابي و فروش منتشر شده است. آقاي درگي در اين كتاب تجربيات و آموزه هاي خود را جمع آوري و در اختيار علاقه مندان قرار داده اند. ايشان با فروتني اين كتاب را به سه تن از اساتيد بزرگ استراتژي ايران تقديم كرده اند:

1.     دكتر غلامرضا كياني كه در حوزه استراتژي سالهاست تجربه اندوخته اند و خدا را شاكرم كه توفيق شاگردي در محضر ايشان را براي 5 سال در سازمان مديريت فرا داشتم.

2.     آقاي دكتر وفا غفاريان كه از افراد برجسته حوزه استراتژي هستند و براي اولين بار دوره اينترنتي برنامه ريزي استراتژيك را بنيان نهادند و خوشبختانه شانس حضور در اولين دوره آنرا داشتم.

3.       آقاي دكتر داود مسگريان حقيقي كه سابقاً مدير عامل سازمان مديريت صنعتي بودند.

براي هر سه اين بزرگواران آرزوي توفيق و سلامتي دارم.

 

اما نگارنده در اين كتاب در هشت فصل تكنيكهاي فرصت يابي بازاريابي و فروش را عرضه كرده است. اين فصول به ترتيب عبارتند از:

1.       بازاريابي چه هست و چه نيست؟

2.       فرصت

3.       مهمترين ويژگيهاي انسانهاي فرصت ياب

4.       منابع اصلي بنگاههاي اقتصادي در زمينه يافتن فرصتها و انديشه هاي نو كدامند؟

5.       راهكارهاي تجهيز سازمانها براي يافتن فرصتها

6.       فرصت در بازاريابي

7.       تحليل SWOT يا TOWS چيست؟

8.       ماتريس بسط داده شده يا نه خانه اي انسوف

9.       چگونه ماتريس انسوف را به صورت شخصي به كار ببريم

  

 

تولد اين دو كتاب ارزشمند را به آقاي درگي و همكاران پرتلاششان تبريك گفته برايشان پيروزي و سلامتي آرزوم دارم.

 

جهت كسب اطلاعات بيشتر و يا خريد اين كتابها مي توانيد به سايت www.marketingbooks.ir  مراجعه فرمائيد و يا با شماره 5-66028401 تماس حاصل فرمائيد.

 

نوشته شده توسط نائيني | ۳۰ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۳۷:۳۱ | آرشيو نظرات (0)

در آوردگاه پهناور دنيا ، در اردوي زندگي ، چون گوسفنداني مباش كه بي اراده رانده
مي شوند . قهرماني باش در تكاپو وپر تلاش
                                                           هنري لانگ فلو
 
اهل دل را دو خصلت باشد :
                                           دل سخن پذير
                                                               سخن دل پذير

 

نوشته شده توسط نائيني | ۲۹ تير ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۳۴:۲۵ | آرشيو نظرات (0)

عسل بخوريد...

 


 

عسل چربي هاي اطراف قلب را آب مي كند

عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع‌آوري شده به حدود "40" ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد "20" ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند. جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند.

 

خواص و مواد موجود در عسل:

  عسل از قديمي ترين و نخستين شيرين كننده هايي است كه انسان استفاده كرده است و شامل قندهايي چون گلوكز، فروكتوز، مواد معدني همچون منيزيم، پتاسيم، كلسيم، كلريدسديم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اينكه ويتامين هايي همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نيز براساس كيفيت و نوع عسل به نسبت هاي متفاوت در آن ديده مي شود.

علاوه بر موارد ذكر شده در حد كمي مس،  يد  و  روي  نيز در عسل وجود دارد. به همين جهت در حال حاضر زنبورهاي عسل يكي از بخش هاي اساسي و اصلي اقتصاد كشاورزي سالم به حساب مي آيند. از ويژگي هاي مهم عسل خاصيت ميكروب كشي آن است. عسل يك ضدعفوني كننده طبيعي است. تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير نشان مي دهد كه گذاشتن آن بر روي زخم ها مانع عفونت مي شود. از آنجايي كه عسل حاوي مواد آنتي باكتريايي است مي تواند بخوبي باعث بهبود زخم ها شود.

زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي "50" تا "80" درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد.

زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند. لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و  همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند.

تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك راه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند.

اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.»

همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب.

هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.

 

چگونه عسل در درمان زخم ها مؤثر است؟

زماني كه عسل با رطوبت بدن تماس پيدا مي كند. آنزيم گلوكز اكسيداز كه توسط زنبورها در عسل ايجاد شده است به آرامي آزاد مي شود و پراكسيد ئيدروژن ضد عفوني كننده به ميزان زيادي آزاد مي شود و مي تواند در حدي كه به خود بافت آسيب نرساند، باكتريها را نابود كند. در ادامه با جذب مايعات و مواد مقوي به منطقه آسيب ديده باعث رشد سلولي و جلوگيري از خشك شدن زخم مي شود.

فعاليت استميك عسل باعث حضور يك لايه از مايع بين بافتها و بانداژ مي شود و باعث مي شود در هنگام نياز بدون درد جابه جا  شود و سلولهاي جديد پاره نشود. به همين جهت در برخي بيمارستانهاي دنيا براي درمان زخم بستراز تركيبات آن استفاده مي شود.

 

ويژگي هاي منحصر به فرد:

1_ به راحتي هضم مي شود: مولكول هاي قند موجود در آن مي توانند به راحتي به ساير قندها تبديل شوند، به همين جهت حتي حساس ترين معده ها نيز مي تواند آن را به سادگي هضم كند.

2_ منبع بسيار خوبي از آنتي اكسيدان است: نقش بزرگي در جلوگيري از سرطان و همچنين بيماريهاي قلبي دارد.

3_ سطح كالري آن پايين است: در مقايسه با ساير مواد قندي ۴۰% كمتر كالري دارد، هرچند انرژي آن بسيار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمي كند.

4_ به سرعت در خون پخش مي شود: وقتي با ميزان مناسبي آب مخلوط شود. پس از ۷ دقيقه در جريان خون پخش مي شود و با آزادسازي ملكول قند به عملكرد بهتر مغزكه اصلي ترين مصرف كننده قند در بدن است، كمك مي كند و مانع بروز خستگي مي شود.

5_ در سلامت و ساخت عوامل خوني مؤثر است: بخش مهمي از انرژي مورد نياز براي اين مورد تأمين مي كند، به علاوه باعث تميز شدن خون مي شود.

 

دارچين و عسل را با هم بخوريد :

مخلوط عسل و دارچين درمان كننده بسياري از بيماري ها در زمان قديم و حال مي باشد.

امروزه دانشمندان بر اين عقيده هستند كه عسل با وجودي كه شيرين است، اما اگر در مقدار معين مصرف شود حتي براي بيماران ديابتي هم مضر نمي باشد.

مجله معروفي در كانادا به نام Weekly World تعداد 95 نوع بيماري كه توسط عسل و دارچين درمان شده اند را نام برده است.

در اين مقاله با عسل و دارچين، درمان كننده بسياري از بيماري ها آشنا مي شويم.

 

ورم مفاصل

- يك قسمت عسل را در 2 قسمت آب گرم حل كرده و به آن 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين بيافزاييد. خمير حاصله را روي محل درد به آرامي بماليد. درد بعد از 15 دقيقه از بين خواهد رفت.

- همچنين بيماران دچار ورم مفاصل مي توانند، 1 فنجان آب داغ را با 2 قاشق عسل و 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و بنوشند. اين عمل را هر روز بايد انجام دهند تا بيماري شان معالجه شود.

- مطالعات انجام شده روي اين بيماران نشان داده است كه، اگر اين بيماران قبل از صبحانه مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل با 4/1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را ميل كنند، درد آنها بعد از 1 ماه از بين خواهد رفت. بيماران مورد مطالعه نمي توانستد راه بروند اما بعد از استفاده از اين روش، توانستند به راحتي شروع به راه رفتن بدون درد كنند.

جلوگيري از ريزش مو

- قبل از حمام كردن، 1 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و روي سر خود بماليد و 5-15 دقيقه صبر كنيد و سپس موهاي خود را بشوئيد.

عفونت مثانه

- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در 1 ليوان آب گرم حل كرده و آن را بنوشيد. اين روش باعث مي شود كه ميكروب هاي مثانه را از بين برود. 

درد دندان 

- 5 قاشق چايخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و خمير حاصله را روي دندان خراب بماليد. اين عمل را 3 بار در روز انجام دهيد تا دندان خراب و دردناك درمان شود.

كلسترول 

- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 3 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در مقداري برابر 2 ليوان چاي حل كرده و آن را بنوشيد. بدين وسيله بعد از 2 ساعت كلسترول خون به اندازه 10درصد پايين مي آيد.

- تحقيقات اخير نشان داده است كه مصرف عسل خالص در درمان بيماران مبتلا به كلسترول بسيار مفيد است.  

سرماخوردگي  

- به مدت 3 روز از مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل گرم با 4/1 قاشق چايخوري پودر دارچين استفاده كنيد. اين روش براي درمان سرفه مزمن، سرماخوردگي و سينوزيت به كار مي رود.

- عسل محتوي مواد مفيد طبيعي است و به اين ترتيب از آنفلوآنزا و سرماخوردگي جلوگيري مي كند.

ناباروري , باردار شدن  

- زنان مي توانند از پودر دارچين براي باردار شدن استفاده كنند.

- زنان نابارور مقداري پودر دارچين را با 2/1قاشق چاي خوري عسل مخلوط كرده و آن را به طور مرتب در روز روي لثه يا دهان خود قرار دهند. اين كار باعث مي شود كه مخلوط حاصل از طريق بزاق وارد بدن شود.

- در مريلند (شهري در آمريكا) براي مدت 14 سال هيچ نوزادي متولد نمي شد. تا اينكه زنان و مردان شروع به خوردن عسل و دارچين كردند و بعد از مدت كوتاهي زنان باردار شدند.

- مردان 2 قاشق غذاخوري عسل را قبل از خواب ميل كنند تا اين مشكل برطرف شود.

معده درد

- مخلوط عسل و پودر دارچين ، درمان كننده درد معده، زخم معده و نفخ مي باشد. 

بيماري قلبي  

- خمير عسل و پودر دارچين را تهيه كنيد و آن را بر روي نان به جاي مربا قرار دهيد. اين روش را به طور مرتب به عنوان صبحانه ميل كنيد.

- اين روش باعث پايين آوردن كلسترول، كاهش ضربان قلب، به راحتي نفس كشيدن، بهتر شدن جريان خون و جلوگيري از بيماري قلبي مي شود. 

بهبود سيستم ايمني  

- استفاده روزانه از عسل و دارچين باعث حفاظت بدن از باكتري و ويروس مي شود.

- عسل، محتوي مقدار زيادي ويتامين و آهن مي باشد و بدن را مقاوم مي كند.

- استفاده روزانه از عسل، باعث عملكرد بهتر گلبول هاي سفيد خون مي شود و درنتيجه بهتر با ويروس ها و باكتري هاي وارد شده به بدن مي جنگد.

سوء هاضمه

- قبل از هر وعده غذا، پودر دارچين را روي 2 قاشق غذاخوري عسل بريزيد. اين كار باعث مي شود كه اسيد معده ترشح شود و غذاي وارده به معده را هضم كند و از سوء هاضمه جلوگيري كند.

آنفلوآنزا

افزايش طول عمر

- نوشيدن چاي با عسل و پودر دارچين از بين برنده پيري زودرس مي شود.

- 4 قاشق غذاخوري عسل و 1 قاشق پودر دارچين را در 3 فنجان آب حل كرده و بجوشانيد و مانند چاي ميل كنيد. 4-3 بار در روز به مقدار 4/1 فنجان بنوشيد تا پوستي لطيف و نرم داشته باشيد.

تاول

- 3 قاشق غذاخوري عسل با 1 قاشق غذاخوري پودر دارچين مخلوط كرده و قبل از خواب، روي تاول بگذاريد و صبح مخلوط ماليده شده بر روي تاول را با آب گرم بشوييد. اگر اين كار را به مدت 2 هفته هر روز انجام دهيد، تاول را از ريشه از بين خواهيد برد.

عفونت پوستي

- تمام عفونت هاي پوستي و اگزما با استفاده از عسل و پودر دارچين درمان مي شوند.

كاهش وزن

- 1 فنجان آب،عسل و پودر دارچين را هر روز و قبل از صبحانه با معده خالي بنوشيد.

- اگر مخلوط گفته شده را هر روز بنوشيد، از تجمع چربي در بدن جلوگيري كرده و باعث كاهش وزن مي گردد.

سرطان

- عسل و دارچين، درمان كننده سرطان هاي معده و استخوان شناخته شده است.

- براي 1 ماه و 3 بار در روز، 1 قاشق غذاخوري عسل با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را براي جلوگيري از سرطان مصرف كنيد.

گرسنگي

- مطالعات اخير نشان دهنده اين است كه شكر عسل نه تنها مضر نيست، بلكه بسيار مفيد مي باشد.

- مقدار مساوي از عسل و دارچين جلوي گرسنگي را مي گيرد.

- 2/1 قاشق غذاخوري عسل در 1 ليوان آب و مقدار كمي پودر دارچين، باعث مي شود كه سرزنده تر و داراي انرژي بيشتر باشيد.

تنفس بد

- صبح ها 1 قاشق چاي خوري عسل و دارچين را با آب گرم مخلوط كرده و بنوشيد.

عسل چربي هاي اطراف قلب را آب مي كند

عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع‌آوري شده به حدود "40" ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد "20" ميليون گل را جمع و به كندو حمل كند. جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است، روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند.

خواص و مواد موجود در عسل:

  عسل از قديمي ترين و نخستين شيرين كننده هايي است كه انسان استفاده كرده است و شامل قندهايي چون گلوكز، فروكتوز، مواد معدني همچون منيزيم، پتاسيم، كلسيم، كلريدسديم، گوگرد، آهن و فسفات است. در ضمن اينكه ويتامين هايي همچون B1 ، B2 ، B6 ، B3 ، B5 و C نيز براساس كيفيت و نوع عسل به نسبت هاي متفاوت در آن ديده مي شود.

علاوه بر موارد ذكر شده در حد كمي مس،  يد  و  روي  نيز در عسل وجود دارد. به همين جهت در حال حاضر زنبورهاي عسل يكي از بخش هاي اساسي و اصلي اقتصاد كشاورزي سالم به حساب مي آيند. از ويژگي هاي مهم عسل خاصيت ميكروب كشي آن است. عسل يك ضدعفوني كننده طبيعي است. تحقيقات انجام شده در سال هاي اخير نشان مي دهد كه گذاشتن آن بر روي زخم ها مانع عفونت مي شود. از آنجايي كه عسل حاوي مواد آنتي باكتريايي است مي تواند بخوبي باعث بهبود زخم ها شود.

زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي "50" تا "80" درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشد.

زنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند. لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و  همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند.

تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك راه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند.

اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.»

همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب.

هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود.

چگونه عسل در درمان زخم ها مؤثر است؟

زماني كه عسل با رطوبت بدن تماس پيدا مي كند. آنزيم گلوكز اكسيداز كه توسط زنبورها در عسل ايجاد شده است به آرامي آزاد مي شود و پراكسيد ئيدروژن ضد عفوني كننده به ميزان زيادي آزاد مي شود و مي تواند در حدي كه به خود بافت آسيب نرساند، باكتريها را نابود كند. در ادامه با جذب مايعات و مواد مقوي به منطقه آسيب ديده باعث رشد سلولي و جلوگيري از خشك شدن زخم مي شود.

فعاليت استميك عسل باعث حضور يك لايه از مايع بين بافتها و بانداژ مي شود و باعث مي شود در هنگام نياز بدون درد جابه جا  شود و سلولهاي جديد پاره نشود. به همين جهت در برخي بيمارستانهاي دنيا براي درمان زخم بستراز تركيبات آن استفاده مي شود.

 

ويژگي هاي منحصر به فرد:

1_ به راحتي هضم مي شود: مولكول هاي قند موجود در آن مي توانند به راحتي به ساير قندها تبديل شوند، به همين جهت حتي حساس ترين معده ها نيز مي تواند آن را به سادگي هضم كند.

2_ منبع بسيار خوبي از آنتي اكسيدان است: نقش بزرگي در جلوگيري از سرطان و همچنين بيماريهاي قلبي دارد.

3_ سطح كالري آن پايين است: در مقايسه با ساير مواد قندي ۴۰% كمتر كالري دارد، هرچند انرژي آن بسيار بالاست، اما به وزن بدن شخص اضافه نمي كند.

4_ به سرعت در خون پخش مي شود: وقتي با ميزان مناسبي آب مخلوط شود. پس از ۷ دقيقه در جريان خون پخش مي شود و با آزادسازي ملكول قند به عملكرد بهتر مغزكه اصلي ترين مصرف كننده قند در بدن است، كمك مي كند و مانع بروز خستگي مي شود.

5_ در سلامت و ساخت عوامل خوني مؤثر است: بخش مهمي از انرژي مورد نياز براي اين مورد تأمين مي كند، به علاوه باعث تميز شدن خون مي شود.

 

دارچين و عسل را با هم بخوريد :

مخلوط عسل و دارچين درمان كننده بسياري از بيماري ها در زمان قديم و حال مي باشد.

امروزه دانشمندان بر اين عقيده هستند كه عسل با وجودي كه شيرين است، اما اگر در مقدار معين مصرف شود حتي براي بيماران ديابتي هم مضر نمي باشد.

مجله معروفي در كانادا به نام Weekly World تعداد 95 نوع بيماري كه توسط عسل و دارچين درمان شده اند را نام برده است.

در اين مقاله با عسل و دارچين، درمان كننده بسياري از بيماري ها آشنا مي شويم.

 

ورم مفاصل

- يك قسمت عسل را در 2 قسمت آب گرم حل كرده و به آن 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين بيافزاييد. خمير حاصله را روي محل درد به آرامي بماليد. درد بعد از 15 دقيقه از بين خواهد رفت.

- همچنين بيماران دچار ورم مفاصل مي توانند، 1 فنجان آب داغ را با 2 قاشق عسل و 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و بنوشند. اين عمل را هر روز بايد انجام دهند تا بيماري شان معالجه شود.

- مطالعات انجام شده روي اين بيماران نشان داده است كه، اگر اين بيماران قبل از صبحانه مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل با 4/1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را ميل كنند، درد آنها بعد از 1 ماه از بين خواهد رفت. بيماران مورد مطالعه نمي توانستد راه بروند اما بعد از استفاده از اين روش، توانستند به راحتي شروع به راه رفتن بدون درد كنند.

جلوگيري از ريزش مو

- قبل از حمام كردن، 1 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و روي سر خود بماليد و 5-15 دقيقه صبر كنيد و سپس موهاي خود را بشوئيد.

عفونت مثانه

- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در 1 ليوان آب گرم حل كرده و آن را بنوشيد. اين روش باعث مي شود كه ميكروب هاي مثانه را از بين برود. 

درد دندان 

- 5 قاشق چايخوري عسل به همراه با 1 قاشق چاي خوري پودر دارچين مخلوط كرده و خمير حاصله را روي دندان خراب بماليد. اين عمل را 3 بار در روز انجام دهيد تا دندان خراب و دردناك درمان شود.

كلسترول 

- 2 قاشق غذاخوري عسل به همراه با 3 قاشق چاي خوري پودر دارچين را در مقداري برابر 2 ليوان چاي حل كرده و آن را بنوشيد. بدين وسيله بعد از 2 ساعت كلسترول خون به اندازه 10درصد پايين مي آيد.

- تحقيقات اخير نشان داده است كه مصرف عسل خالص در درمان بيماران مبتلا به كلسترول بسيار مفيد است.  

سرماخوردگي  

- به مدت 3 روز از مخلوط 1 قاشق غذاخوري عسل گرم با 4/1 قاشق چايخوري پودر دارچين استفاده كنيد. اين روش براي درمان سرفه مزمن، سرماخوردگي و سينوزيت به كار مي رود.

- عسل محتوي مواد مفيد طبيعي است و به اين ترتيب از آنفلوآنزا و سرماخوردگي جلوگيري مي كند.

ناباروري , باردار شدن  

- زنان مي توانند از پودر دارچين براي باردار شدن استفاده كنند.

- زنان نابارور مقداري پودر دارچين را با 2/1قاشق چاي خوري عسل مخلوط كرده و آن را به طور مرتب در روز روي لثه يا دهان خود قرار دهند. اين كار باعث مي شود كه مخلوط حاصل از طريق بزاق وارد بدن شود.

- در مريلند (شهري در آمريكا) براي مدت 14 سال هيچ نوزادي متولد نمي شد. تا اينكه زنان و مردان شروع به خوردن عسل و دارچين كردند و بعد از مدت كوتاهي زنان باردار شدند.

- مردان 2 قاشق غذاخوري عسل را قبل از خواب ميل كنند تا اين مشكل برطرف شود.

معده درد

- مخلوط عسل و پودر دارچين ، درمان كننده درد معده، زخم معده و نفخ مي باشد. 

بيماري قلبي  

- خمير عسل و پودر دارچين را تهيه كنيد و آن را بر روي نان به جاي مربا قرار دهيد. اين روش را به طور مرتب به عنوان صبحانه ميل كنيد.

- اين روش باعث پايين آوردن كلسترول، كاهش ضربان قلب، به راحتي نفس كشيدن، بهتر شدن جريان خون و جلوگيري از بيماري قلبي مي شود. 

بهبود سيستم ايمني  

- استفاده روزانه از عسل و دارچين باعث حفاظت بدن از باكتري و ويروس مي شود.

- عسل، محتوي مقدار زيادي ويتامين و آهن مي باشد و بدن را مقا

 

نوشته شده توسط نائيني | ۲۵ تير ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۵:۵۹ | آرشيو نظرات (0)

به نام خدا

زندگي براي كساني كه فكر مي كنند كمدي و براي كساني كه احساس مي كنند تراژدي است .   هوارس والپول

 شركتهايي كه نياز به بازار ياب دارند

چطور مي توان براي شركت خود يك بازار ياب مناسب استخدام كرد

ويژگي هاي بازارياب خوب چيست؟

 بسياري از شركتها  و موسسات نياز دارند كه بازار ياباني استخدام كنند كه علاوه بر قابل اعتماد بودن ، كارا و مفيد باشند و بتوانند در فروش محصولات شركت و بازاريابي براي شركت موفق باشند؛

در جامعه اين طور تلقي مي شود كه بازار يابان افرادي سطح پايين هستند كه در موسسات كوچك براي جمع آوري تبليغ به گوشه و كنار شهر مي روند و با ترفند هاي كلامي خود، خريداران را به خريد محصول خود و يا اصطلاحاً گرفتن تبليغات از آنها ، ترغيب مي كنند.

چنين طرزفكري مسلماً درست نخواهد بود؛ چرا كه مي بينيم بازاريابان شركت هاي غذايي بزرگي مانند ، محصولات خوئي و... با بهترين اتومبيل و امكانات به  بازار هاي هدف خود مي روند، و بازار را در دست مي گيرند.

به نظر مي رسد كه با نگاهي جزيي يك بازار ياب خوب بايد، اعتماد به نفس بالا وقدرت كلامي ماهرانه اي داشته باشد، اما اين همه آنچيزي نيست كه يك بازارياب خوب بايد داشته باشد.

در ابتدا لازم مي دانم كه شغل بازار يابي را  كمي تعريف كنم؛

به چنين مشاغلي، مشاغل گسترده مرز گفته مي شود؛ به اين معنا كه ، محدوده مشخص و قابل تعريفي براي آن وجود ندارد، و از طرفي دامنه فعاليت آن بسيار گسترده است، مثلا فردي كه نقش بازارياب يك شركت تبليغاتي را بر عهده دارد، تقريبا مي تواند با همه مشاغل ارتباط برقرار كند و حتي به سراغ صنايع و كارخانجات بزرگ هم برود، از طرفي شيوه هاي تبليغاتي بسيار گسترده اي وجود دارد كه بازاريات بايد با همه اين شيوه ها آشنايي داشته باشد كه بتواند بهترين شيوه تبليغ را به فرد متقاضي ارايه كند.

 بسياري از شركتها ، همواره به دنبال بازاريابي  مجرب هستند كه هم توانايي ارتباط برقرار كردن و فروش و يا گرفتن سفارش كار داشته باشد و هم قابل اطمينان باشد چون برخي از منابع با ارزش شركت مانند اطلاعات اساسي شركت درباره محصول در اختيار او قرار مي‌گيرد.

از طرفي تجربه‌ي ناكافي بسياري ازبازاريابان، مانع درك درست شرايط مسئوليت‌ها و نقش‌هايشان مي‌شود و همين امر آنان را سردرگم مي‌كند ؛ زيرا كه بسياري از آنان با اين تصور وارد كار مي‌شوند كه نقشي مشخص با حقوقي ثابت وجود دارد كه بايد انجام دهند( در آگهي هاي جذب نيرو اين طور بيان ميشد كه ؛استخدام با حقوق ثابت)، ولي اين كار نياز به مهارت‌هاي بالاي ارتباطي، تجربه، اعتماد به نفس دارد، كه اكثراً در يكي از اين جنبه‌هاي ضعيف هستند، به نظر مي رسد، تعارض درون نقش و ابهام نقش در چنين مشاغلي بسيار ديده مي‌شود.

 

 

بنابراين نقش يك بازارياب بسيار پيچيده و دشوار است.

در اين جا براي يك بازار ياب خوب مي توان دو دسته ويژگي اساسي را برشمرد:

1-     ويژگي هاي شخصيتي

2-     سابقه، تجربه و اعتبار

در مورد اول سوال اين گونه مطرح مي شود كه يك بازار ياب خوب بايد چه ويژگي هاي شخصيتي و رفتاري داشته باشد تا بتوان او به عنوان يك بازارياب خوب استخدام كرد؟

ويژگي هاي شخصيتي بازار ياب خوب :

1-     برون گرايي- درون گرايي:

يك بازار ياب خوب فردي است كه از نظر برون گرايي در سطح بالاتري باشد، افراد برون گرا، اجتماعي تر، فعال تر هستند، در ارتباطات اجتماعي موفق ترند و بهتر با افراد رابطه برقرار مي كنند و از آنجايي كه انرژي رواني خود را از بيرون دريافت مي كنند، از برقراري ارتباطات و تعاملات پي در پي با افراد گوناگون خسته نمي شوند و حتي در صدد گسترش چنين روابطي هستند. براحتي دوست پيدا مي كنند و ارتباطات موثري با صاحبان مشاغل بر قرار مي كند. با اين حال برون گرايي كامل نيز براي چنين افرادي مناسب نمي باشد، لازم است فرد بازارياب درون مايه هايي از درون گرايي نيز داشته باشد تا بتواند بر رفتار هاي خود كنترل بيشتري داشته باشد.

 

2-     هوشبهرIQ  :

مسلماً افراد باهوشبهر بالا موقيعيت هاي بازاريابي وفرصت هاي مناسب بازار و شرايط را بهتر  و سريع تر درك مي كنند.

3-              هوش  هيجاني:

هوش هيجاني يا هوش عاطفي در واقع يك ويژگي شخصيتي است كه داراي مولفه هايي چون : شناخت عواطف شخصي- به كار بردن درست هيجان ها

برانگيختن خود- شناخت عواطف ديگران و برقراري رابطه با ديگران مي باشد. همانطور كه قبلا نيز گفته شد، مهمترين نياز يك بازارياب موفق برقرارري ارتباطات اجتماعي مناسب است، تحقيقات نشان داده اند كه افرادي كه هوش هيجاني بالايي دارند، ارتباطات موفقي برقرار مي كنند، چرا كه درك مناسبي از طرف مقابل و همچنين درك درست از احساسات و كنترل هيجانات خود دارند.

 

 

4-خلاقيت وانعطاف پذيري:

فرد خلاق، تمايل دارد كه مسائل مختلف را به طرق متفاوت حل كند؛ هر چند در ظاهر، يك راه حل بيشتر براي آن وجود ندارد.

تحقيقات انجام شده در زمينه ويژگي هاي افراد خلاق توسط سيسك (1985م.)، نشان مي دهد كه آنان علاوه بر اين كه از هوشي سرشار، صداقت، صراحت و انعطاف پذيري برخوردار هستند، با آزادانديشي و تفكر واگرا، مسائل مختلف را بررسي مي كنند و به راه حل هاي نو دست مي يابند.

خلاقيت نيرويي است كه در پس نوآوري وجود دارد .

5-تحمل ابهام بالا:

قدرت تحمل ابهام عبارت است از عدم قطعيت به عنوان بخشي از زندگي، توانايي ادامة حيات با دانشي ناقص دربارة محيط و تمايل به آغاز فعاليتي مستقل بي آنكه شخص بداند، آيا موفق خواهد شد يا خير .

همانطور كه قبلاً گفته شد در چنين مشاغلي ابهام و دشواري نقش از ويژگيهاي آن است، شرايط شغلي و ويژگي هاي افرادي كه به عنوان هدف بازار يابي تعين مي شوند گاهاً از قبل مشخص نيستند. مثلاً هدف بازاريابي ممكن است يك مدير كارخانه بزرگ و يا حتي يك فروشنده ساده  يك محصول باشد.

 

6- اعتماد به نفس:

داشتن اعتماد به نفس، يعني ارزشيابي درست و مناسب از توانمندي ها و ارزش هاي شخصي خود، و خوباوري نسبت به توانايي هاي خود است كه  در بهبود برقراري ارتباطات اجتماعي بسيار موثر است.

7- جذابيت هاي فيزيكي :

ظاهر خوب و جذاب در جذب افراد بسيار موثر است. افراد جذاب عاطفه مثبت را برانگيخته مي­كنند و عاطفه مثبت منجر به جاذبه مي­شود  از طرفي افرادي كه جذابتر به نظر مي­رسند مهارت­هاي بين فردي بهتري دارند و احساس بهتري درمورد خودشان دارند بنابر اين ارتباطات بهتري ايجاد مي كنند.

8- مهارت هاي كلامي:

بيان صريح و قاطع،  متقاعد كننده تر خواهد بود نسبت به به بريده بريده صحبت كردن يا استفاده از مكث زياد در صحبت. اگر فرد  در كلامخود اطمينان وقدرت كافي داشته باشد، در جذب مخاطب خود بسيار موفق تر عمل خواهد كرد. علاوه بر توانايي كلامي ماهرانه ف يك بازار ياب خوب،از  اصول اساسي و نشانه هاي غير كلامي ( زبان بدن) آگاهي لازم را دارد.

 

دسته دوم

يك بازارياب خوب، كسي است كه:

1-     تجربه كافي  در زمينه بازاريابي را داشته باشد.

2-     در بازار كار داراي منزلت واعتبار باشد.

3-     فردي قابل اطمينان ودرست كار باشد.

تصور غلطي كه وجود دارد اين است كه بازار ياب بايد مشتريان هدف خود را با استفاده از كلام  اغوا كند تا بتواند محصول يا خدمات خود را به وي عرضه كند.

اين تصور شايد در كوتاه مدت سود زيادي را نصيب چنين شركت ها و بازاريابان وابسته به آن بكند، اما در دراز مدت از اعتبار وسابقه شركت و اشخاصي كه بازاريابان آن شركت هستند، به شدت مي كاهد.

بنابراين، رعايت مسائل اخلاقي و صداقت در چنين مشاغلي بسيار اهميت دارد. چرا كه رفتار درست و صداقت براي فرد بازار ياب  قدرتمند ترين ترفند بازار يابي به حساب مي آيد، چرا كه به فرد بازار ياب  وشركت وي اعتبار مي بخشد وپس از آن مشتريان آن شركت را به عنوان سازماني درست كار به ديگران نيز معرفي مي كنند.

در بازار كار آزاد هيچ چيز مانند اعتبار در ميان بازار براي شركت راه گشا نمي باشد.

بنابراين براي شركت اهميت دارد كه افرادي صادق و پايبند به اصو اخلاقي استخدام كند.

 

روند استخدام بازارياب:

پس از آگاهي از اين ويژگي ها كافي است با متقاضيان شغل، مصاحبه اي انجام گردد ويا با اجراي آزمون هاي معتبر ، و تطبيق ويژگي هايي كه در بالا ذكر شد، بهترين فرد را براي استخدام تعين كنيم.

فردي كه تعداد زيادي از اين ويژگي ها را نداشته باشد تناسب درستي با شغل بازار يابي ندارد.

 

 

نوشته شده توسط نائيني | ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۵:۲۲:۴۱ | آرشيو نظرات (0)

باسپاس از تمامي دوستان
فايل... تونيكي ميكن را حتما بخوانيد 

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از
روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند.
«  دكتر علي شريعتي  »
 
------------ --------- --------- --------- --------- ---- 
به سه چيز تكيه نكن ،غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور مي تازد، با
دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد .
«  دكتر علي شريعتي »
 
------------ --------- --------- --------- --------- ----
 
 
زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند ...
 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر 
 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....
   براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است و
 
تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...  
  او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي .... 
        او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني ...
او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....
   او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ...              
 او مادر مي شود و همه جا ميپرسند  نام  پدر ...
 
«  دكتر علي شريعتي »
 
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --
 
عاقلانه ازدواج كن تا عاشقانه زندگي كني . 
دكتر شريعتي
 
------------ --------- --------- --------- --------- --------- -- 
 
آن روز كه همه به دنبال چشم زيبا هستند، تو به دنبال نگاه زيبا باش
 
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --
 
هر لحظه حرفي در ما زاده مي‏شود
هر لحظه دردي سر بر مي‏دارد
و هر لحظه نيازي از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش مي‏كند
اين ها بر سينه مي‏ريزند و راه فراري نمي‏يابند
مگر اين قفس كوچك استخواني گنجايش‏اش چه اندازه است؟
 
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --
 
دكتر شريعتي : «كلاس پنجم كه بودم پسر درشت هيكلي در ته كلاس ما مي نشست
كه براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنكه
كچل بود، دوم اينكه سيگار مي كشيد و سوم - كه از همه تهوع آور بود- اينكه
در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يك روز كه با همسرم از
خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيكل ته كلاس را ديدم در حاليكه خودم زن
داشتم ،سيگار مي كشيدم و كچل شده بودم

 

نوشته شده توسط نائيني | ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۹:۳۰ | آرشيو نظرات (1)

اظهارنامهhttp://f.imagehost.org/0884/abadanlaw.jpg

 وقتي مي خواهيم چيزي را بطور رسمي به كسي بگوئيم به نحوي كه بعدا بتوانيم ثابت كنيم كه متن مورد نظر را به او گفته ايم ، از اظهارنامه استفاده مي كنيم.

همچنين وقتي مي خواهيم چيزي را به كسي بدهيم و او حاضر نيست آن را بگيرد، آن را از طريق ارسال اظهارنامه به او تسليم مي كنيم.

البته بايد پذيرفت گاهي به موجب قانون، اظهارنامه در بعضي امور، لازم است. مانند حالتي كه ما، يكي از ظهرنويسان (پشت نويسي) سفته يا چك هستيم . و اين سند وصول نشده كه اگر چك باشد پس از مراجعه به بانك، بانك موصوف به دارنده آن يك گواهي مي دهد كه در اصطلاح حقوقي مي گويند برگشت خورده است. و اگر سفته باشد طي تشريفات بانكي گواهي صادر مي شود و به دارنده آن تسليم مي شود كه در اصطلاح حقوقي مي گويند واخواست شده است. و كسي كه ما سند را با ظهر نويسي به او داده ايم ، وجه آن را از ما مطالبه مي كند، در اين حالت ما هم بايد مراتب را به نفر قبل از خودمان اطلاع دهيم (يعني كسي كه سند را به ما ارائه كرده است ) يا وقتي محلي را بطور امانت به كسي داده ايم و زماني كه مي خواهيم پس بگيريم.


به موجب قانون جلوگيري از تصرف عدواني (مصوب سال 1352) اول بايد با اظهارنامه پس دادن ملك را از او بخواهيم و اگر پس از 10 روز پس نداد، يكماه فرصت خواهيم داشت كه طرح شكايت تصرف عدواني نمائيم.

يا وقتي محل كسب را با سند عادي اجاره داده ايم و طرف مستاجر اجاره نمي پردازد بايد اجاره بها را با فرستادن اظهارنامه مطالبه نمائيم و اگر پرداخت نكرد براي تخليه، دعوي طرح نمائيم.

بهرحال توصيه اين است كه جز در مواقع واقعا لازم از فرستادن اظهارنامه خودداري نمائيم . زيرا گاه ممكن است ارسال اظهارنامه موجبات هوشياري طرف مقابل شود و او نيز با تزوير، آماده مقابله به نفع خود باشد. بطور مثال:
با ارسال اظهارنامه طرف را هوشيار كرده و وي آماده دفاع مي شود و وي با اين و آن مشورت ميكند بطوري كه اگر مشاورين طرف، افراد صالحي نباشند ممكن است اميد صلح دعوي از بين برود.

با ارسال اظهارنامه امتياز استفاده از عامل غافلگيري در دعوي را از دست مي دهد . مثلا اگر موضوع دعوي شما مطالبه وجه باشد و قصد داشته باشيم با صدور قرار < تامين خواسته> اموال او را توقيف كنيد، با وصول اظهارنامه اين فرصت را پيدا مي كند كه اموال قابل دسترسي خود را از دسترس شما دور و پنهان كند.

ممكن است وقتي شخصا اظهارنامه را تهيه مي كنيد، به علت عدم تسلط به مسائل حقوقي، ضمن بيان مطلب خود، مواردي را هم اعلام و اظهار مي كنيد كه جنبه اقرار داشته باشد و طرف از آنها استفاده كند و يا مطلبي بنويسيد كه حقوق مطلق شما را بنحوي مقيد و محدود كند.

بالاخره ارسال اظهارنامه و اميد بستن به نتيجه ابلاغ آن باعث مي شود زمان و وقت را در انتظار نتيجه از دست بدهيد ، حال آنكه معمولا نتيجه مورد نظر حاصل و عايد نمي شود.

بد نيست كه به مواد قانوني در خصوص اظهارنامه نگاهي بياندازيم:
ماده 156 قانون آئين دادرسي مدني چنين بيان ميكند:
هركس مي تواند قبل از تقديم دادخواست، حق خود را به وسيله اظهارنامه از ديگري مطالبه نمايد، مشروط بر اينكه موعد مطالبه رسيده باشد. بطور كلي هركس حق دارد اظهاراتي را كه راجع به معاملات و تعهدات خود با ديگري است و بخواهد بطور رسمي به وي برساند ضمن اظهارنامه به طرف ابلاغ نمايد.
اظهارنامه توسط اداره ثبت، اسناد و دفتر دادگاه مي تواند از ابلاغ اظهارنامه هايي كه حاوي مطالب خلاف اخلاق و خارج از نزاكت باشد، خودداري نمايند.
ماده 157 همين قانون چنين عنوان مي كند:
در صورتي كه اظهارنامه مشعر (بيان) به تسليم چيزي يا وجه يا مال يا سندي از طرف اظهاركننده و مخاطب باشد بايد آن چيز يا وجه يا مال يا سند هنگام تسليم اظهارنامه به مرجع ابلاغ ، تحت نظر و حفاظت آن مرجع قرار گيرد، مگر آنكه طرفين هنگام تعهد، محل و ترتيب ديگري را تعيين كرده باشند.

نقل از كتاب آيين نگارش حقوقي تاليف آقاي بهمن كشاورز

 

نوشته شده توسط نائيني | ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ ساعت ۰۷:۰۸:۴۹ | آرشيو نظرات (0)

حضور در مراسم تشييع جنازه خود:

 
 
انجل پانتوجا، جوان 24 ساله آمريكايي، وصيت كرده بود كه پس از مرگش در مراسم تشييع جنازه خود حضور داشته باشد. مادر آنجل از مسئولين غسال خانه خواسته بود تا آخرين آرزوي پسرش را بر آورده كنند. به اين ترتيب آنها براي اجراي وصيت عجيب اين جوان، او را به حالت موميايي در آوردند تا بتواند ايستاده در طول مراسم تشييع جنازه در كنار تابوت خود قرار بگيرد و مهمانان با او وداع كنند. پس از مراسم تشييع جنازه وي را در تابوت قرار دادند و دفن كردند. 
  


ارثيه 12 ميليون دلاري براي سگ: 
 

 
هلمسلي، يكي از ميليادر ها ي معروف آمريكايي قبل از مرگش در سن 87 سالگي براي سگ خود، ترابل، 12 ميليون دلار ارث باقي گذاشت تا اين سگ بتواند تا آخر عمر به زنگي اشرافي خود ادامه بدهد. اما جالب اين جاست كه اين زن ميليادر در مورد نوه هاي خود اين قدر دست و دل باز نبوده است. وي دو تن از آنها را از ارث محروم كرده و براي دو نو ه ي ديگرش تنها 5 ميليون دلار ارث گذاشته است، آن هم به شرط اينكه حداقل يك بار در سال به قبر پدر خود ( تنها فرزند هلمسلي) سر بزنند. او همچنين وصيت كرده كه پس از مرگ ترابل، جسد او را در كنار قبر خودش دفن شود. 
  


330 هزار پوند براي همسر به شرط اينك هر روز يك نخ سيگار مصرف كند:

 
 

همسر برات هرگز اجازه نمي‌داد كه شوهرش سيگار مصرف كند، او هم به تلافي اين كار همسرش، وصيت كرد كه 330 هزار پوند به همسرش برسد به شرط اينكه او هر روز يك نخ سيگار مصرف كند. 
   
   
وقف همه ي دارايي براي ساخت يك كتابخانه ضد زن! 

 


 
ايوا زينك به قدري از زنان متنفر بود كه قبل از مرگش در سال 1930، وصيت كرد كه تمام دارايي اش وقف ساخت كتابخانه اي شود كه در آن كتاب هاي هيچ يك از نويسندگان، ناشران و مترجمان زن وجود نداشته باشد، تمام كاركنان مرد باشند و بر سر در آن عبارت " ورود زن ها ممنوع " نوشته شود. اما يكي از دختران زينك مانع از اجراي اين وصيت پدرش شد. 
  


همه ثروت براي همسر به شرط اينكه مجددا ازدواج كند: 
 


در سال 1841 هنريچ هين يك شاعر آلماني با اوژني ميرات ازدواج كرد و در وصيت نامه خود تمام ثروت و دارا يي اش را از آن همسرش كرد به اين شرط كه پس از مرگ هين، او دوباره ازدواج كند. 
وقتي از او پرسيدند كه چرا چنين شرطي گذاشتي جواب داد: "در اين صورت حداقل يك مرد از مرگ من افسوس خواهد خورد ". هين در سال 1856 فوت كرد.


   
سوزاندن جنازه و فرستادن خاكستر آن به فضا:
                               

 
رادنبري، خالق مجموعه تلويزيوني" استار ترك "، به قدري داستان ها علمي تخيلي و فضا نوردي را دوست داشت كه وصيت كرد پس از مرگش جسد او سوزانده شود و خاكستر آن به فضا فرستاده و در آنجا پراكنده شود. در سال 1997 آرزوي او بر آورده شد و خاكستر او با يك ماهواره اسپانيايي به فضا فرستاده و در آنجا پخش شد.


   
هر روز يك شاخه گل براي همسر:

 

 جك بني و سايد ماركس عاشقانه يكديگر را دوست داشتند، اما پس از 48 سال زندگي مشترك، جك در سال 1974 فوت كرد. جك پيش ار مرگش با يكي از گل فروشي ها محل سكونت خود به توافق رسيده بود تا او پس از مرگ جك، هر روز يك شاخه گل رز قرمز براي همسرش ببرد. 
  


اهدا دستگاه تنظيم كننده ضربان قلب به يك سگ:
 

  
دوروتي ادوارد قبل از مرگش وصيت كرد كه دستگاه تنطيم كننده ضربان قلب او را به يك سگ اهدا كنند. پس از مرگ دوروتي، خانواده ي او به وصيتش عمل كردند. اين دستگاه از داخل بدن او برداشته شد و تحت اختيار دانشكده دام پزشكي جورجيا قرار گرفت تا آن را به يك سگ اهدا كنند.. آنها نيز اين دستگاه را درون بدن سگي به نام سانشاين كه از ناراحتي قلبي رنج مي‌برد، كار گذاشتند

 

نوشته شده توسط نائيني | ۲۳ فروردين ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۲:۵۴ | آرشيو نظرات (1)

 
سياست گذاري به معني به كارگيري سنحيده ابزار
 
درجهت حصول به اهداف است .
 
يك مثال ساده در مورد نحوه فروش ، اين مفهوم را بيان مي كند.
 
نحو فروش نقد يا نحو فروش اقساطي ، فروش مدت يا همان فروش
 
اعتباري هر كدام به منزله يك ابزار كار در جريان فروش است .
 
گاهي اوقات اين ابزار (مثلا فروش اعتباري يا مدت دار) مي تواند در
 
خريدار خاصي انگيزه ايجاد كند ، توان پرداخت او را كامل كند وبلاخره
 
فـروش محقق مـي شـود .ولـي گـاهـي اوقـات ايـن ابــزار بــه طـــور
 
نسنجيده و براي عموم استفاده مي شود وطبيعتا مطالبات وصول
 
نشده ايجاد وسود سازمان را كاهش مي دهد .
 
 

 

نوشته شده توسط نائيني | ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۲:۳۶ | آرشيو نظرات (0)

 

نوشته شده توسط نائيني | ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۱:۴۱ | آرشيو نظرات (0)

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ]

   


تمام حقوق متعلق به فارس بلاگ است