در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را كه در يك جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه كسى آن را از جلوى مسير بر ميدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با كالسكههاى خود به كنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند كه چرا دستور نداده جاده را باز كنند. امّا هيچيك از آنان كارى به سنگ نداشتند.
سپس يك مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديك سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى كرد كه سنگ را به كنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى كه سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد كيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. كيسه را باز كرد پر از سكههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه كه اين سكهها مال كسى است كه سنگ را از جاده كنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را ميدانست كه بسيارى از ما نميدانيم!
اين مطلب، برگرفته از كتاب: ده راز رهبران موفق
تاليف: دكتر دونا بروكز و دكتر لين بروكز ، ترجمه حسين معارف وند از
انتشارات نسل نوانديش است. كتاب مذكور راهكارها، مهارتها و دانشي را كه
مديران در همه سطوح براي كسب موفقيت به آن نياز دارند، در ده سرفصل و سيصد
و چهل صفحه ارائه كرده است . نويسنده اين مطلب، كوشيده است نكات برجستهاي
را خلاصهوار و كليدي از كتاب استخراج كند كه بخشهايي از آن را در ادامه
مي خوانيد:
بازاريابي علم فرصت است،
بخشي از آن كنشي و بخشي واكنشي است . پيشتر دربازارايران قسمت عمده آن واكنشي مي باشد، يعني
ما منتظر ميمانيم تا مشتريها بهسراغ ما بيايند. اين نسبت درحال حاضر برعكس شدهاست
.
الان بخش عمده بازاريابي درايران كنشي شده، ما بايد برويم بهسوي بازار و
ببينيم كه نيازهاي مشتريان چيست ؟
بازاريابي علم تمايز است . يعني شباهتهاي ما به هيچوجه باعث فروش كالا
نميشوند، بلكه آن چيزيكه فرآيند فروش را موجب ميشود، تمايز شما ازديگران است.
است 3Fبازاريابيعلم ها
Fيكي از
اين
يا انعطافپذيري،
ديگري، سرعتعمل يا flexiblity
وسوم ،دوستانهبودن ياfast
ااست. بخصوص در
بازاريابي بخش خدمات و ارتباطات اين سه friendly
بسيار داراي اهميت هستند. بازاريابي علم روانشناسي است ..F
بازاريابي علم همدلي، علم خلاقيت و رضايت است .
استاد درگي در پايان سخنان به تقسيمبندي
مشتريان پرداخت و گفت : مشتريان سه دستهاند
راضي، ناراضي و خشنود . دراين ميان، مشتريان خشنود
فرصتساز هستند . مشتريان راضي از محصول شما رضايت دارند، اما براي آن تبليغ نميكنند
.